تبليغاتX
ساوالان
با توجه به توهین های افرادی چون کریمی و تاج به هواداران تراکتور سازی و با توجه به حق کشی های صورت گرفته در قبال تیم تراکتور در بازیهای مختلف  از هواداران میلیونی این تیم از استانهای آذربایجانی نشین همدان زنجان اردبیل  فارس اصفهان قزوین خراسان شمالی آذربایجان شرقی و غربی تهران و سایر استانها دعوت می شود تا روز دوشنبه در ورزشگاه آزادی ضمن مشاهده یک بازی خوب به تشویق و حمایت از پر طرفدار ترین  تیم ایران تراکتور سازی بپردازند
+ نوشته شده توسط سعید جمالی در پنجشنبه سی ام مهر 1388 و ساعت 13:19 |
یئل یاتار طوفان  یاتار

                           یاتماز تراختور پرچمی

یاشاسین تراختور    یاشاسین اولو میلتیمیز  یاشاسین آذربایجانی

تراختورون اوتماسین بو تیمین میلیونلارجا سون لرینه تبریک ائدیره م

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در شنبه هفتم شهریور 1388 و ساعت 14:44 |
حاق سئل کيمي دريايه آخيب يول تاپاجاقدير
                                                       

                                                داش آتماغيلا کيمسه اونو دوندره بيلمز


دونيادا قارانليقلار اگر بيرلشه باهم

                                         بير خيرداجا شمعين ايشيغين سوندوره بيلمز

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 12:23 |
درد ما را نیست درمان الغیاث

     

                                           هجر ما را نیست پایان الغیاث

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در پنجشنبه چهارم تیر 1388 و ساعت 12:57 |

پس از مناظره دیشب مهندس موسوی و دکتر احمدی نژاد سوای اینکه کدام برتری یافتند یک باخت خارج از جریان مناظره سهم همه ملت شد و آن هم این بود که این باخت دارای دو لبه تیز بود اگر گفته های احمدی نژاد راست بود پس مدعی العموم و قوه قضاییه در دفاع از بیت المال مسلمین کوتاهی کرده اند و اگر صحت نداشت ترویج این بی اخلاقی چرا؟

احساس کردم که چقدر رسیدن به قدرت با خدمت متفاوت شده و می توان به خاطر آن هر چیز را لگد مال کرد و با این همه شوری که برای انتخابات داشتم دیشب مجاب شده بودم که قید شرکت در انتخابات را بزنم اماتکلیف شرعی که رهبر انقلاب برای حضور در انتخابات بر عهده ملت گزارد مانع از این کار شد و پند های چهارگانه ایشان راهی تازه برای اندیشه در باب شرکت در انتخابات بود.

حضرت آيت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، امروز در اجتماع عظيم و پرشكوه قشرهای مختلف ملت در مراسم بيستمين سالگرد رحلت امام خمينی(رض) ، برافراشتن دو پرچم «احيای اسلام» و «عزت و سربلندی ايران و ايرانی» را دو بعد حركت تاريخی امام راحل خواندند و با اشاره به تلاشهای دشمنان برای جلوگيری از ادامه پيشرفت و اعتلای ملت ايران تأكيد كردند: همه مردم و همه علاقه مندان به «استحكام نظام و اسلام و ملت ايران»، با همه توان و نشاط در انتخابات 22 خرداد به پای صندوق های رأی بيايند.


 رهبر انقلاب اسلامی در بخش پايانی سخنانشان به بيان 4 نكته مهم درباره انتخابات حساس و سرنوشت ساز رياست جمهوری 22 خرداد پرداختند.

رهبر انقلاب اسلامی در اولين نكته، با اشاره به تلاش چند ماهه رسانه های بيگانه برای مخدوش جلوه دادن انتخابات رياست جمهوری افزودند: دشمنان ملت، گاه انتخابات ايران را انتصابات می خوانند و گاه می گويند رقابت نامزدها بازی كنترل شده درون حكومت است و انتخابات حتماً با تقلب همراه خواهد بود كه البته هدف همه اين تلاشها، ضربه زدن به مردم سالاری دينی و جلوگيری از مشاركت قوی مردم در انتخابات است.

حضرت آيت الله خامنه ای ملت ايران را ملتی عزيز، باهوش، بيدار و آزموده شده خواندند و افزودند: دشمن درصدد است با القای نااميدی در مردم، نظام را از پشتوانه مستحكم خود يعنی آرای مردمی محروم كند و با كمال تأسف در داخل نيز افرادی از روی غفلت همان حرفهای دشمن را تكرار و عملاً به تحقق اهداف دشمن كمك می كنند كه بايد به حال آنها حقيقتاً تأسف خورد.

ايشان تعيين مسئولان مختلف نظام را از افتخارات ملت ايران دانستند و تأكيد كردند: بيگانگان درصددند اين افتخار و سرافرازی را از ملت بگيرند اما هركس به استحكام نظام و به اسلام و ملت ايران علاقمند است عقلاً و شرعاً بر او واجب است كه در انتخابات شركت كند.

حضرت آيت الله خامنه ای در دومين نكته مهم سخنان خود در بحث انتخابات، حضور نامزدهای گوناگون با سلايق و شيوه های مختلف كاری و نيز طرفداری گروههای مختلف مردم از اين نامزدها را جزو افتخارات نظام خواندند اما هشدار دادند همه، از جمله طرفدار سرسخت و متعصب نامزدها، مراقب باشند كه اين علاقمندی، به اصطكاك و اغتشاش منجر نشود و دشمن از ايمان و آرمان آنها سوء استفاده نكند.

حضرت آيت الله خامنه ای در همين زمينه به حضور برخی جوانان علاقمند به نامزدها در خيابانها اشاره كردند و افزودند: در اين مورد حرفی نمی زنم اما مبادا اين مسئله به مجادله و درگيری و اغتشاش بيانجامد كه اگر كسی اصرار به اين مسئله داشته باشد حتماً يا خائن است يا بسيار غافل.

سومين نكته انتخاباتی سخنان رهبر انقلاب اسلامی در اجتماع عظيم مردم، متوجه نامزدهای محترم انتخاباتی بود.
ايشان چهار نامزد انتخاباتی رياست جمهوری را به مراقبت كامل برای جلوگيری از بروز دشمنی و كينه توصيه مؤكد كردند و افزودند: صحيح و مورد پسند نيست كه يك نامزد در سخنرانی در جمع مردم و يا نطق های تلويزيونی، برای اثبات خود، به نفی نامزد ديگر متوسل شود.

حضرت آيت الله خامنه ای افزودند: بنده با مناظره و گفتگو و انتقاد مخالفتی ندارم ولی همه سعی كنند كه در چارچوبهای درست شرعی و دينی انجام شود، مردم بيدارند، می فهمند و می دانند.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان كردند: اختلاف نظر در مسائل گوناگون طبيعی است اما نامزدها و هوادارانشان در سخنرانی ها و اجتماعات بگونه ای عمل كنند كه كارها با برادری و مهربانی و بدون اشكال پيش برود.

حضرت آيت الله خامنه ای در آخرين نكته بخش انتخاباتی سخنانشان بار ديگر خاطرنشان كردند: بنده يك رأی بيشتر ندارم كه كسی آن را نمی داند ضمن اينكه به هيچ كس نمی گويم كه به چه نامزدی رأی بدهد يا ندهد چرا كه اين مسئله به خود مردم مربوط و متعلق به ملت است.

رهبر انقلاب اسلامی در جمع بندی سخنانشان تأكيد كردند: آنچه من از مردم می خواهم اين است كه همه با «تمام قوا، توان و نشاط» در 22 خرداد پای صندوقهای رأی بروند.

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در جمعه پانزدهم خرداد 1388 و ساعت 2:16 |
اولسا قیزیلدان قفسیم

                                        آزادلیقا وار هوسیم

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 و ساعت 1:39 |

Tebriz. تبریز

Solğun bir mehelle, سولغون بیر محله

Yere yapışan komalar... یئره یاپیشان کومه لر

Heyetde oynayan bir uşaq, حیتده اوینایان بیر اوشاق

Ona baxarken kederini gizleyen, اونا باخارکن کدرینی گیزله ین

Gülümseyen bir ana. گولوم سه ین بیر آنا

Çünki tek yaşama sebebi, چونکی تک یاشاما سببی

Çünki sevgisinin yadigarıdır... چونکی سئوگی سینین یادیگاری دیر

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در شنبه هشتم فروردین 1388 و ساعت 13:31 |

امروز می خواستم بخش دوم مقاله مدیرت فرهنگی در... رو بنویسم که

از شبکه دوم سیما برنامه به نام پلی برگذشته مدتهاست که پخش می شه این برنامه ارث پدری آقای خسرو معتضد- که می گن روزنامه نگار و مورخه - هست  ایشون هرچی که دوست داشته باشن می تونن بگن اونم به سبک نقال های شاهنامه که اسطوره ها رو واقعییت جلوه میده.

امیدوارم تو صدا وسیما بیشتر  به فکر اتحاد ملی باشند برای اینکه الان بیشتر از همیشه اتحاد مهم تره و بهش نیازمندیم؟

برنامه شروع شده آقای معتضد رو جو گرفته و گرم صحبته داره خاطرات صفرخان قهرمانیان-از مبارزان قدیمی و فکر کنم کسی است از زمان دموکراتهای آذربایجان بوده و بیشترین زندان سیاسی رو در اون سالها کشیده- حالا ایناش زیاد مهم نیست چیزی که به قول ما مطالعات فرهنگی ها مهم هست قرائت و روایت آقای معتضد هستش . ایشون خاطرات صفر رو هرجایی که به نفع قرائت ایشون هست با صدای رسا می خونن اما ظاهرا بعضی از جاهای کتاب رو یواش نوشتن که ایشون نتونستن بخونن  اشاره می کنن به عهدنامه های گلستان و ترکمنچای و داغ دل ایرانی ها و آذربایجانیها رو تازه می کنن بعد داغ بزرگتر رو دلها مینشونند و می گن اونجاهایی که از آذربایجان و ایران جدا شد آذربایجان نبوده و اصلا هرمنطقه نام جدایی داشته و... واژه آذربایجان در اون مناطق جعلی هست  (این بدون توجه به عناصر مکانی زمانی و فرهنگی مشترک ارائه شده و یه جوری ارئه میشه که یعنی اینکه نگران نباشید رفته به درک که رفته)  تازه این فقط یکی از سوتی  های ایشون هست بعد هم باصدای رسا همه رو  به مناظره  در این باب فرا می خونه و میگه به من گفتن در این باره ها حرف نزن چرا نزنم وکلی کری های دیگه انگار که کسی (با این لحن حرف زدنش) نمی تونه جلوش رو در این باره بگیره-  باید هم این کار رو بکنه  چون میدونه که ظاهرا تو ایران به این بزرگی فقط ایشون دارای ارث پدری هستند . ای کاش صدا و سیما حداقل برای تغییر ذائقه بصری تماشاچی ها و مصرف کننده های تلویزیون هم که شده یه کس دیگه ای رو از اساتید فن جایگزین می کردن آخه تکراری شدن بیش از حد آلرژی زاست.

از حاشیه ها که بگذریم چند کلمه ای برای آقای معتضد می نویسم :

اول:آگر واقعا در توان علمی خود شک ندارید که این گونه زمین و زمان را به مناظره می طلبید در موضع و سنگری برابر اینکار را بکنید  نه این که شما سوار بر مرکب رسانه بتازید ودیگران پیاده را نبینید

دوم :وقتی چنان جملاتی را فرمایش می کنید به نحوه تاثیر پیام نیز بیندیشید که من حتی با آگاهی از نظریه بازنمایی استوارت هال تحت تاثیر لحن و حرکات دست و بدن و... رمزگان مرجح متفاوت از آنچه که شما مد نظرتان بود درک کردم

سوم: مخاطب عادی و منفعل ویا حتی گاها فعال نیز ممکن است است در درک معنی واکنش متفاوت داشته باشد و بر اساس مکانیزم های دفاعی  روانشناختی حالت تهاجمی در برابر قومی دیگر به خود گیرد که بر اساس نظریه های جدید جامعه شناختی شق های متفاوتی از مقاومت چون انزوا و طرد و... ودر نهایت چالش را به خود گیرد و این تاوان سنگینی دارد که برعهده شماست.

چهارم :توان و اقتدار علمی شما زمانی مشخص تر و قطعیت علمی بیشتری می یابد که مخاطب شما در سطح خودتان باشد و کنشگر نیز باشد پس برای مثال اگر شما توانستیدمطلبی قانع کننده در رد نظریه پوریم  آقای ناصر پورپیرار و کتاب ۱۲ قرن سکوتشان بنویسید یا نظرهای نفیسی و سایر اندیشمندان را نقد نمایید این توان شما نه در سطح عوام که در سطح خواص نیز مورد تایید  قرار میگرفت.

و در نهایت تمنای عجزانه من از شما قرائت وحدت آفرین و البته در عین حال واقعی از تاریخ است با ایجاد تفرقه فقط بدنامی چیزی است که بدست خواهید آورد

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در شنبه دهم اسفند 1387 و ساعت 15:15 |
 

آذربایجانین ینی ادبیات باغچاسینین پارالاق اولدوزلاریندان بیری اولان بختیار واهاب زاده دونیاسین دئیشدی

بو آجینی و بو دریدی بوتون آذربایجان ادبیاتین سون لره تسلیت دییب هامییا باش سالیغی تانریدان دیله ییره م


 بیر شعر بختیار وهابزاده دن:

آللاه
ايدراکدا يول آچميش گئجه دن گوندوزه آللاه،

گولدورمه سه ن اؤز کؤنلونو، گولمز اوزه آللاه

دونيايا شفقلر کيمي تانريم سپلنميش،

قلبين گؤزو يانماسا، گؤرونمز گؤزه آللاه.


آللاه! بيليريک جيسم دئييل، بس ندير آللاه؟

ان يوکسک اولان حاقدا، حقيقت ده ير آللاه.

دوندونسا تکامل و گؤزلليک قاباغيندا،

درک ائت بو، تعجوبده، بو حئيرتده دير آللاه.


بيلديک، بيليريک، گيزليدير اينساداکي قدرت،

هر کس اونو فهم ائتمه سه ، عاجيزدير او، البت.

اينسانين ازل بورجودور اينسانليغا حؤرمت،

اينسانليغا حؤرمتده، لياقتده دير آللاه.


گئرچک ده بودور: گيزليدير هر ذره ده وحدت.

بير ذره ايکن کله قوووشماق اولو نيت.

گؤردوکلريميز ظاهيردير، بطنه نفوذ ائت!

باطنده کي ، جؤوهرده کي فيطرتده دير آللاه.


فيطرت ده ياتير سؤزده، سؤزون اؤز يوکو فيکريم.

سئچميش، سئچه جک دايما توکدن توکو فيکريم.

من بير آغاجام، يارپاغي سؤزلر، کؤکو فيکريم،

سؤزلرده دئييل، سؤزده کي حيکمتده دير آللاه.


اينسان! تپه دن ديرناغا سن آرزو، ديلکسن،

نفسينده دويومسوز، فقط عشقينده ملکسن.

ظولمون اوزونه حاق دئييلن شيلله ني چکسن،

شيللنده مؤهورلنميش او غئيرتده دير آللاه.


جاهيل ائنر آلچاقليغا، اؤز قلبينه يئنمز،

ويجداندان اگر دؤنسه ده، خيريندن او دؤنمز.

ظولمتده، جهالتده، عداوتده گؤرونمز،

ايلقاردا، صداقتده، محبتده دير آللاه.
1984

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت 14:4 |
دوستان عزیز

به یاری حضرت حق کتاب بنده با عنوان روشهای تحقیق توسط انتشارات پویندگان دانشگاه  در تهران چاپ شده وآماده پخش گردیده است و دو کتاب دیگر بنده با عناوین مبانی روش تحقیق در علوم انسانی و کلیات حقوق اساسی  توسط همین انتشارات در حال حروفچینی است .

امیدوارم این کتابها بتوانند راهنمای خوبی برای دانشجویان  عزیز باشند.

کتابهای فوق الذکر تقدیم به همه اسفستانیهای عزیر و مخصوصا وبلاگ نویسان اسفستانی

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در شنبه بیست و یکم دی 1387 و ساعت 14:13 |

ویژگیهای خانه در روستاهای شمالغرب ایران بعد از سال 1300

نمی دونم چرا وقتی که می خواهم ازخانه های سنتی در شمال غرب ایران مطلب بنویسم بی اختیار به یاد منظومه ((حیدر بابایه سلام )) استاد شهریار می افتم و تصویر زیبای نوشتاری و خاطرات او از یک روستای آذربایجانی در نظرم مجسم می شود شاید نوشته من نزدیک به برداشتی آزاد از آن باشد ولی آنچه که من می نویسم خاطرات دوران جوانی پدربزرگهای ماست .

 وقتی حکایت خونه های روستایی شمال غرب ایران هست بی اختیار آدم یاد مسایل مختلفی می افته که باید مبنای ساخت این خانه ها باشد . مسائلی مانند آب وهوا ارتباطات  اجتماعی و کارکردهای اقتصادی و... اینها همه مسایلی هستند که مرکز توجه ساخت خانه در گذشته اند حالا سعی ما بر این است که ببینیم این عوامل چگونه بر ساخت و بافت خانه ها تاثیر گذارده است .

آب وهوای سرد و خشن

مهمترین عاملی است که برشرایط ساخت خانه ها تاثیر داشته است .زمستانهای سرد و طولانی مدت این مناطق است که  فرصت  هر نوع هنر نمایی را در ساخت و شکل گیری هنری خانه ها از مردم گرفته است و خانه محلی امن است برای فرار از سرما .زمانی در زمستان دیده می شود ارتفاع برف در این مناطق حتی به 2 متر هم می رسد و خانه  ساخته شده باید یارای مقاومت را در برابر این ناملایمات جوی داشته باشد

پس ارزش کلیدی اولیه خانه محافظت از سرما است و باید به خوبی از عهده این کا ر بر بیاید دومین عامل نور گیری ساختمان است که باید حد اقال بتواند 14 ساعت در شبانه روز نور خانه را تامین کند عامل سوم معیشت خانوار است که در خانه تامین می شود و اقتصاد خانه محور است و تولید در خانه صورت می گیرد عامل چهارم میهمان نوازی و تامین استراحت گاه آنان بوده است و عامل پنجم محل پخت غذا و نان بوده است و مسایل دیگری که در ساخت خانه دخیل است این است که آیا خانه برای رعیت ساخته می شود یا برای مالک چون حتما نحوه خانه سازی این دو باهم متفاوت خواهد بود . این گفته ها در نقلی که در پایین از خانه پدر بزرگی آمده کاملا مشهود است   

از بیرون که می خواستی وارد خونه بشی  یک در چوبی با ضخامت چوب بالا و باطول و عرض زیاد رو می دیدی . ضخامت در امنیت خاطر بود و بزرگی اون به خاطر این بود که آذوقه زمستانی احشام که یا بار چهارپا بود یا اینکه با قاری حمل می شد براحتی وارد خونه بشه . وارد که می شدی حتما با یه حیاط به زعم امروزی بزرگ مواجه بودی با کلی دار و درخت که حتما توشون بید تبریزی و گل سرخ دیده میشد. بید تبریزی را برای ستون و تیرهای سقف استفاده می کردند و به اصطلاح محلی به اون می گفتند ((دیره)) و با شاخ و برگهاش فاصله بین تیر ها رو پر می کردند و بهش می گفتند ((پردی)) آخه اقتصاد خیلی خونه محور بوده ٬ دستشوئی خونه در دور ترین نقطه حیاط نسبت به محل استقرار نشیمنگاه قرار داشت تا بوی اون کسی رو اذیت نکنه همچنین سمت اون هم نباید به سمت قبله یا دیگر اماکن مقدس می شد .در وسط حیاط چاه آب و تلمبه اون قرار داشت تا آب شرب مصرفی خانوار هم با محوریت خانه تامین بشه .یکی از گوشه های حیاط نیز برای نگهداری علوفه های بسته بندی یونجه و... اختصاص داشتد  به این مجموعه علوفه بسته بندی شد گفته می شد ((تایا)) یک جایی هم بود که هم تنور پخت نان دراونجا بود و اجاق پخت غذا البته گاهی از تنور نیز برای پخت غذا استفاده می شد به این محل گفته می شد((تندیراسر))نبض این مکان که در خانواده گسترده آن زمان بسیار کلیدی می نمود در اختیار مادر شوهر بود .

اما فعالیتهای اقتصادی در دوباب قابل ملاحظه بود : اول فعالیتهای دامپروری .کشاورزی دوم صنایع دستی

برای فعالیتهای دامپروری محلی برای نگهداری احشام وجود داشت محل نگهداری بز و گوسفند آغل بود و محل نگهداری گاو طویله اسب والاغ نیز د اسطبل نگهداری می شدند و مرغ وخروس و بوقلمون در محلی به نام ((نین یا لووا)) نگهداری می شدند. محلی برای ذخیره کاه بود به نام انبار کاه و محلی برای ذخیره گندم و جو بود به نام محلی ((کندی دامی )) .

اما در صنایع دستی نیز اتاقی لازم بود تا محل کار قالی باف و گلیم باف و... باشد . برای ورود به اتقهای مختلف خانه اول باید از محلی عبور می کردیم که در نام محلی ((دهلیز یا گپ خانا )) نام داشت که نقش راهرو رانیز داشت البته محل استراحت روزهای تابستان نیز بوداین دهلیز تنها روشنایی که داشت فقط سر درب ورودی و دریچه های روشنایی از سقف بود به نام ((باجا)) این باجا ها در سطح تمام اتقها دیده می شد اتاقی که فعالیتهای دائم روزانه و حتی خواب هم در آن صورت می گرفت اوتراق اوتاقی نام داشت که فقط سوخت مورد نیاز آنجا قابل تامین بود .اما اتق دیگر به عنوان اتاق میهمان استفاده می شد که شیک ترین نورگیر ترین و هنری ترین اتاق خانه بود و چون درهمه روزها استفاده نمی شد و فقط اختصاص به مراسمات و میهمانی ها داشت دیگر کمتر مشکل گرم نگه داشتن را داشت بنابر این هم فضای آن بزرگ بود هم پنجره بزرگی باچوب روسی وروبه قبله داشت تا حداکثر نورگیری را داشته باشد . بخاری مورد استفاده بخاری زغالی بود که قابلیت سوزاندن چوب و فضولات خشک حیوانی را داشت این بزرگ ترین منابع سوختی در منطقه بودند  .

با توجه به مطالبی که در بالا آمد گفته های اولیه ما در باب اهمیت ارزش های مختلف تاثیر گذار در ساخت خانه وضوح دیده می شود   

 

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 و ساعت 19:33 |

کوچمن قرانقوشوم köçmən qaranquşum

Xialımın göyündən çox köçəri Quşlar uçub gedib,

خیالیمین گویوندن چوخ کوچری قوشلار او چوب گئدیب  

 sənde gəl uç yox ol köçmən qaranquşum                                    

سن ده گل اوچ یوخ اول کوچمن قرانقوشوم

Sənki sevdanı heç anlayısan                 سن کی سودانی هئچ آنلاییسان

Sevıb sevilməye yaramazsan سئویب سئویل مه گه یاراماز سان

Uşaqsan uşaq اوشاق سان اوشاق

Dili düzə aşmani anlamısan دیلی دوزه آچمانی آنلامیسان

Uşaqsan uşaq اوشاقسان اوشاق

Eli ,nazı, el nazın anlamısan ائلی نازی ائل نازین آنلامیسان

Uşaqsan uşaqاوشاقسان اوشاق

                                                                 اسفیستانین بولاق باشی

 

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در دوشنبه یازدهم آذر 1387 و ساعت 11:37 |

 

چکيده                                                            با ذکر منبع استفاده از این مقاله ایرادی ندارد

            جهاني چنان گسيخته پيش‌روي ماست كه گوئي هيچ چيز را به چيز ديگري وصلي نيست و گوئي هر آنچه را كه تأثيري در زندگي بشري دارد از فرط آزادي، آشوبي را ايجاد نموده كه به بي‌در و پيكر بودن دنيا منجر شده است شايد اگر اينجا تعبيري را از گيدنز با عنوان «جهان رها شده» وام بگيريم حق مطلب را بهتر ادا نمايد ولي اين رهاشدگي و لجام‌گسيختگي به معناي اين نيست كه ديگر احاطه و كنترل و روابط در حيطه زندگي بشري وجود ندارد. و شايدبرعكس مطالب اوليه ما شاهد اتفاقاتي در عصر حاضر هستيم كه با تمام لجام گسيختگي دنيوي، دنيا را بيشتر به دهكده‌اي مانند كرده كه در آن پيامها و اخبار با سرعت برق و باد در حال انتشاراند هر وقت به اين موضوع مي‌انديشيم به ياد مثالي معروف - دكتر رضايي بارها آنرا در كلاس جامعه‌شناسي رسانه‌ها تكرار كرده – مي‌افتيم كه در دنياي معاصر امكان دارد آدمي هنر پيشه‌هاي كشورهاي ديگر را بيشتر از همسايه روبروئي خود بشناسد. و اين امر ميسر نمي‌شود مگر با تكنولوژيهاي جديد ارتباطي اطلاعاتي. اين نوشته‌ها گريز و پيش درآمدي است بر مبحث اصلي ما كه همان جهان شبكه‌اي و جامعه اطلاعاتي است.

               روش كار ما در اين مقاله بر اين منوال است كه ابتدا اندكي به جهان شبكه‌اي و ويژگي‌هاي آن خواهيم پرداخت سپس به نظريه‌هاي جامعه اطلاعاتي نظري مي‌افكنيم و در نهايت به بررسي پيامدهاي ظهور جامعه شبكه‌اي خواهيم پرداخت.

تعاريف جامعه شبکه اي

سئوالي كه اينجا مطرح است اين است كه جامعه شبكه‌اي چيست و چه ويژگي‌هائي دارد؟ علي پايا با تأثير از نوشته‌هاي انديشمندان حوزه جهان شبكه‌اي عمده ويژگي‌هاي جامعه شبكه‌اي را در مقدمه‌اي بر كتاب كاستلز – با عنوان جامعه اطلاعاتي چنين بر مي‌شمرد.

    اقتصاد اطلاعاتي: كه در آن بهره‌وري و رقابت ميان شركت‌ها و بنگاههاي تجاري، منطقه‌ها و حوزه‌هاي مختلف اقتصادي بيش از هر زمان ديگر به معرفت و دانش و اطلاعات و تكنولوژي لازم براي پردازش اين اطلاعات متكي است.

  اقتصاد جهاني: اقتصاد جهاني در مقام يك واقعيت اجتماعي نو در دروني‌ترين هسته‌هاي شكل دهنده خود در بر گيرنده فعاليت‌هاي استراتژيك مسلطي است كه قادرند در مقام يك واحد به هم وابسته انواع كار و تكاپوي اقتصادي را در تراز جهاني و مقياس سياره‌اي در زمان واقعي به مورد اجرا در آورند. اقتصادهاي ملي، منطقه‌اي و محلي در نهايت متكي به ديناميسم....ادامه مطلب را کلیک کنید 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید جمالی در دوشنبه چهارم شهریور 1387 و ساعت 13:41 |
خیلی وقته از نوشتن دور افتادیم و از زندگی با کلمات .

ولی عجب فیلمنامه ای میشه این دوری از زندگی اینجوری مثلا شروع رو بگیری پژوهشگاه ۰۰۰ در حالی که واسه ورورد یه شخص مهم آماده میشی و داری درخواست هم قطارهات رو مکتوب می کنی یکی بیاد به یه کاما گیر بده و.... اول داستانه  اینجور مواقع هرجا بری یه هویی همونی که بهت گیر داده ظاهر میشه شانسی وقتی سوار مترو میشی میبینی باهمی یا میخواد بیاد کتاب خونه دانشگاتون واز این حرفها ۰۰۰  تا

 فیلمنامه رو که لو نمی دن  : مختصری  از یک فیلمنامه که تا یکی دو ماه دیگه تموم میشه و آرزوم دارم یه روزی فیلم بشه.

یک جریان اجتماعی غالب در ایران محور بحث فیلمنامه هست البته از جریانهای جنبی هم بحث میشه همچون دیوار نوشته ها و  کارتن خواب ها و...

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 14:47 |

پروژه احضار روح در خیابان ولی عصر تهران

 

خیابان ولی عصر تهران تصویری ازحضوردوتایی  هایی  از جنس جامعه شناسی است فقر – ثروت ، زشتی – زیبایی ، پایین شهر و پائیین شهری – بالای شهر و بالا شهری ، راه آهن –تجریش و ...  

محدوده مناسبی جهت خرید ومحدوده مناسبی جهت لذت و حسرت آری لذت و حسرت شاید مهمترین دوتایی موجود در خیابان ولی عصر باشد لذت خرید برای یکی و حسرت خرید برای دیگری لذت همراهی یک همراه مناسب البته از ... برای یکی و شاید حسرت آن در دل دیگری و..... .

این پنجمین باری است که به قصد نوشتن این مطلب از خیابان ولی عصر بالا و پایین می رورم شاید حالا اطلاق عنوان خیابان  گرد برای من نامناسب نباشد چقدر یاد دوران کارشناسی خود در تبریز افتادم بعد از ظهر ها از ساعت  5 به بعد من بودم و دوستانم و خیابان آبرسان از فلکه دانشگاه تا نزدیکی میدان ساعت وقدرت پایمان تا رکورد دور زدن آن مسیر را بشکنیم بی هدف و محو تماشا با اینکه مسیر هر روزی ما بود ولی هر چیزی هر روز برایمان نو بود وجالب تر اینکه احساس عجیبی به من می گفت این شلوغی جمعیت  عجب جای مناسبی است تا در مقابل دیدگان همه از دید همه آنها پنهان شد چقدر در تکرار روزها آدمها ی تکراری باجلوه ای تازه در نظرم جدید دیدنی و تازه می نمودند نمایندگی سونی با سینماهای خانواده اش اطلس پود و طاق پرده های جدیدی که داشت و پاساژ اسکان با ادکلن 100 هزار تومانی کمربند 20 هزارتومانی و کفشهای بالاتر از 150 هزار تومانی.

 آبرسان همچون ولی عصر تهران مزون روزانه بود و مانکن های مذکر و مونث با جدیدترین مدل های مو و مدلهای لباس در صحنه آخرین ها و شیک ترین ها را عرضه می نمودند .

خیابان با حضور این مانکن ها محل حضور سرمایه داری وتبلیغ به نفع سرمایه داری است این شاید نگاهی فرانکفورتی به این قضیه باشد .

اما تجمعات سیاسی خارج از دانشگاه و شادی های بعد از فوتبال و حتی چارشنبه سوری از نوع خفن تجربه های دیگر خیابان آبرسان است  نزدیکی به دانشگاه تبریز و استادیوم ورزشی تختی  شاید عاملی  برای چنین اتفاقاتی است

در هر حالی خیابان آبرسان به سمت میدان ساعت خیابانی نیست که عموما به قصد گذر استفاده شود اما در عین حال همین کارکرد را نیز دارا می باشد .

روح ادمی اسیر خیابان است، زرق و برق مغازه ها ، بوی ادکلن مانکن ها و حس زیبایی پرستی آدمی – روح بشر حاضر در خیابان ولی عصر ،آبرسان و...را از کالبدش چنان جدا می کند که فقط حسرت سهم او خواهد بود و شاید اندکی از این جمعییت و شاید اکثریت آنها غرق در لذت باشند.  

                            

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در جمعه دوم فروردین 1387 و ساعت 20:15 |

سخنرانی با عنوان:رسانه ای شدن زندگی روزمره.

سخنران: دکتر هادی خانیکی

زمان:۷اسفند۱۳۸۶سه شنبه

ساعت شروع سخنرانی:۱۳

مکان:تهران.خیابان انقلاب .خیابان وصال شیرازی.کوچه فر دانش دانشگاه علم وفرهنگ.

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 11:15 |

دوستان عزیز رمان برف(کار) نوشته اورهان پاموک که در سال گذشته میلادی برنده جایزه نوبل ادبی گردید در حال حاضر توسط بنده و یکی از دوستانم در حال ترجمه به زبان فارسی است وامیدوارم تا سه ماه آینده کار ترجمه آن به اتمام رسیده و به بازار عرضه گردد.

 

هر شئی سنی یادیما سالیر

 

                                بیر آز

                                     

                                        اؤزللیکده

                                                   یورقون اولدوغوم زامان

                        

                                   تام ایچیمده­سن

 

 

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 12:30 |
گروهی بر آنند تا معیار و محکی را برای مقایسه فرهنگها و دادن حکم برتری یکی بر دیگری بیابند.         در مقاله ای که توسط تیلور به رشته تحریر در آمده و نیز ترجمه آن در مجله ارغنون به چاپ رسیده است اگر با نگاهی سطحی به آن بنگریم شاید مبنا ها و معیارهایی نظیر داشتن فهم نظری در جامعه مدرن یا ارائه شواهد رخنمودهای مادی ویا برتری تکنولوژیکی و مسائلی دیگر از این دست را مایع رجحان فرهنگ جامعه جدید بر جامعه آزاندی باشد ولی خود تیلور از نبود مبناهای تعریفی مشخص نالیده و به قول تفکر ویزه دوران افلاطونی نقدی اخلاقی را بر دامان مادیگرایی گذاشته است .که اگر دنیا داری و شناخت علمی باعث زیست بهتر در جهان است ولی راهی به سوی کمال ندارد .و نقدی دیگر اینکه اگر جامعه آزاندی برای مناسک جادوگری خود اگر فهمی نظری نیز داشته دلیلی برای خود تدیده تا برای کسانی چون وینچ آشکارا سازد و یا اینکه از نقد کسانی که در باره احوال آنان چونان بیگانه ای دور مطلب می رانده اند بی خبر بوده اند . واینکه هر کس اگر در باب اینکه کدام معیار را باید معیار برتری دانست مطلبی بنویسد از دام قوم مداری به دور نیست زیرا ویژگی هایی را که در حوزه فرهنگی خود مثبت دیده و دارای کارکرد می باشد را به عنوان محک بر میگزیند چه بسا که این ویژگی ها در دیگر فرهنگ ها کژکارکردی است. اینجاست که بحث تشرف در میان می آید.

می خواهم مثالی را که در کلاس درس دکتر رضایی آوردم اینجا تکرار کنم :

به نظر من رویکردها نسبت فرهنگ و برتری آن هم اکنون حول سه محور قرار دارد : اول رویکردی اومانیستی که هر فرهنگی را در هر جایی از دیدی انسای عبور داده و اگر این فرهنگ را ناقض حقوق بشریت و نه فقط در معنای عام آن که به جزئیات و فردفرد افراد آن هم دلالت کند ِ نیافتند حکم به برتری تمامی فرهنگ ها می دهند.

دوم : رویکردی کارکردگراست .که اگر هرفرهنگی در هرجایی کار کردی داراست آن فرهنگ در آن حوزه دارای کارکرد است مثالی که می توان زد چوب های غذای مخصوص چشم بادامی هاست که با توجه به غذاهای طبخ شده در آن حوزه فرهنگی دارای کارکرد است در صورتی که در جامعه ما دارای هیچ کاردی آنچنانی نیست و حزه ورود این چوبها در فرهنگ ما فقط در حوزه برنامه های تلویزیونی است که آن هم اکثرا بادید کمدی به این موضوع فرهنگی نگریسته است .

سوم : مبحث تشرف است که شاید مهمترین بححث ها اکنون در این حوزه صورت میگیرد . آدمی با ورود به یک حیطه فکری - فرهنگی - هنری - دینی و... و پس از قبول الزامات  آن حیطه به آن حوزه مشرف می شود . حال پس از این تشرف است که باید تقدیس حوزه توسط مشرفین صورت گیرد و این تقدیس در جریان کنشهای کلامی -نمادین و... باز تولید شود واین باز تولید ارزشهای پذیرفته شده توسط هرفرد است که حس وجود به او وایده مورد توجه او می بخشد و پس از تشرف است که ارزشهای پذیرفته شده برای آدمی معنا دار و مایع رجحان است.وقتی ما اعضای دین مبین اسلام برحسب آیه کریمه قران می گوییم :هر کس به غیر از اسلام دینی برگزیند در روز آخرت از زیانکاران خواهد بود . نشانگر این است که ما پس از تشرف به دین اسلام چقدر ارزشهای والای آن را پاسخگوی نیاز خود یافته ایم که می خواهیم که پیروان ادیان دیگر نیز با تمسک به این دین مبین از زیان آخرت رهایی یابند.

 

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 20:53 |

ماركسسيم و نقد فرهنگي

          اعضاي مكتب فرانكفورت از جمله آدرنو، ماركوزه و هوركهايمر با بياني ماركسسيتي اين گونه استدلال مي‌كردند كه رسانه‌هاي گروهي در عمل با واژگون‌سازي دروني توده‌ها، مانع از آن شده‌اند كه تاريخ آنگونه عمل كند كه بايد به نظر اعضاي مكتب فرانكفورت مردم در توده‌ها شريك فرهنگ مصرفي و سرگرمي‌هاي پوچي شده‌اند كه فرهنگ مردمي آنرا ارائه مي‌كند و رسانه‌هاي گروهي آنها را شستشوي مغزي كرده‌اند و در نتيجه آنها هويت طبقاتي خود را از دست داده‌اند.

         


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید جمالی در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 20:45 |
              Hər dən bir. . ...

 

 Hər dən bir hamıdan ürəyim dutulur

 

Sənə söz açıram

 

Gözlərinin meşə sində yeni dən göyərirəm

 

boy atıram

 

kəndimdən ürəyim dutulur

 

suyu caladıb

 

guzgunu sındırıb

 

inanmışımı səndə itirirəm      

 

boylə zaman      tanrıdan əl uzurəm

 

söz yükümı sənə daşıddırıram

 

sən kozərləndik kən mən kulə dönürəm

 

solmağa baş qoyuram

 

yazıqlr olsunki

 

səndən əl üzürəm     böylə zaman

                                                                                           

      

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت 12:28 |
 دهه 1920در اثر عمده اش بر جنبه ی ذهن نظریه مارکس تاکید ورزید که بیشتر از انتشار دست نوشته های اقتصادی و فلسفی متاثر بود و این کار های اولیه مارکس است او روی دو مفهوم عمده تاکید کرد .
1- چیز وارگی : پایه این کار لوکاچ مفهوم طلسم انگاری مارکس از کالا بود وطلسم انگاری عبارت است از فرایندی که طی آن کنشگران در جامعه سرمایه داری برای کالاها و بازارشان وجود عینی مستقلی قایل میشوند.
تفاوت این دو مفهوم "چیز وارگی" و "طلسم انگاری " در میزان گستردگی آنهاست .مفهوم طلسم انگاری محدود به نهاد اقتصادی است اما لوکاچ مفهوم چیز وارگی را به سراسر جامعه دولت ، قوانین و بخش اقتصادی گسترش میدهد بنا به گفته لوکاچ انسان در جامعه سرمایه داری با واقعیت ساخته دست خودش است ( کالا ) نه تنها بیگانه میشود ، حتی خود را یکسره بازیچه قوانین آن می انگارد .
لوکاچ حین پرورانیدن افکارش در این باره به تلفیق بینشهایی از وبر و زيمل پرداخت ولی برخلاف آنها آن را سرنوشت گریز ناپذر بشریت نمی انگاشت بلکه مساله چیز وارگی رامحدود به سرمایه داری می دانست .
آگاهی طبقاتی : در تعریف این خصلت گروهی از آدمها که جایگاه همانندی را در نظام تولید اشغال می کنند .
لوکاچ آگاهی طبقاتی را پس از عبور از حالت پیشين آن یعنی آگاهی کاذب می داند و می گوید : بیشتر طبقات اجتماعی در برابر تاریخ نتو انسته اند بر این آگاهی کاذب فایق آیند.در نظامهای ماقبل سرمایه داری ساخت و کار طوری بوده که قدرت دولت مانع از پیدایی و تبلور آگاهی طبقاتی میشد ند .
پس تنها بودن در نظام سرمایه داری آگاهی طبقاتی به نقطه ای میرسد که در آنجا نمیتوان خود آگاه گردید . حتی در دل نظام سرمایه داری خرده برژوازی و دهقانان بخاطر موقعیت ساختاری مبهمشان نمی توان آگاهی طبقاتی را در خود بپرواند ، در صورتی که طبقه پرولتاریا ظرفیت پروراندن آگاهی طبقات راستین را دارد با عملکرد همین ظرفیت ونیروهای خارج از آن پرولتاریا از حالت وجودی طبقه در خود "یعنی یک موجود آفریدهی ساختار اقتصادی "بیرون می آید وبه حالت طبقه ای برای خود "یعنی طبقه ای که به جایگاه و رسالتش آگاهی دارد "در میاید
+ نوشته شده توسط سعید جمالی در شنبه پنجم آبان 1386 و ساعت 14:23 |
اسطوره نوعی گفتار است که از طریق گفتمانی منتقل می شود و شیوه بیان پیام اسطوره را مشخص می سازد برای اسطوره محدودیتهای شکلی وجود دارد و نه محدودیتهای جوهری . آدمی می تواند اسطوره های بسیار کهن را بیاد آورد ولی اسطوره های ابدی وجود ندارد زیرا که تاریخ بشر است که واقعیت را به سخن تبدیل می کند و فقط این تاریخ است که بر زندگی و مرگ زبان اسطوره حکم می راند .اسطوره نه می تواند بر اساس موضوع آن تعریف شود و نه بر اساس مصالح و ماده آن . اسطوره شناسی از آنجا که مطالعه نوعی از گفتار است یکی از بخش های علم گسترده نشانه هاست که تحت عنوان نشانه شناسی توسط دوسوسور تاسیس شد .

نشانه شناسی علم اشکال است زیرا که دلالتها را جدای از محتوا ی آنها مطالعه می کند هرنوع نشانه شناسی نسبت میان دو مضمون را مسلم فرض می کند نسبت دال و مدلول را .

ما در اسطوره الگوی سه وجهی دال ومدلول ونشانه را باز می یابیم اما اسطوره در این معنا نظامی خاص است که از زنجیره نشانه شناسانه ای ساخته شده است که قبل از آن وجود داشته است و اسطوره نظام نشانه شناسانه مرتبه دوم است .

در اسطوره دو نظام نشانه شناسانه وجود دارد که یکی در نسبت با دیگری به طور متناوب تنظیم می گردد:

اول نظام زبانی که آن را زبان -ابژه نامیده می شود زیرا زبانی است که اسطوره آنرا به کار می گیرد تا نظام خود را بنا سازد .

دوم :خود اسطوره که آن مابعد زبان نامیده می شودزبان دوم است که در ان آدمی در باره زبان اول سخن می گوید  دال اسطوره خود را به شیوه ای مبهم عرضه می کند این دال در عین حال معنا و شکل است دال به عنوان معنا از قبل قرائت را مسلم می انگارد...

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در شنبه پنجم آبان 1386 و ساعت 14:13 |

نگاهی جامع به حضور زن در ادبیات معاصر ایران

 

همیشه به این اندیشیده ام که چرا ما در انواع بازنمائی ها از یک سوژه-ابژه ثابت تصاویر مختلفی ارائه می کنیم . شاید حضور زن نیز در عرصه ادبیات معاصر چنین حضوری باشد از یک سو ما نگاه می کنیم به پیشینه متصورمان از زن در ادبیات که معشوقه ای عشوه گر با ناز و غمزه و بی وفا در صورت زیبارویی و یا با وفا تا پای جان و از سوی دیگر نگاهی داریم به زن به عنوان افریته هزار شوهر ،لکاته ،همبستر مردان عضلانی آمریکایی و دیگر تصاویری از این دست .

عرصه ادبیات نیز چنان در برزخ تعریف و تصویر سازی ازیک زن عاجز مانده که نه می داند که باید از او به عنوان اسطوره یاد کند و نه می داند که اورا چونان لکاته ای بداند که باید از برای حرص جنسی اش در ورای آمیزش جنسی آزار دهنده اش کشته شود.

تصویر زن تصویری از گونه توهم است چون از طرفی برخاسته از شرایط و زمینه اجتماعی است واز طرف دیگر محصول نوعی خواسته عشقی سنتی است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید جمالی در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 12:55 |
 تکیه گاه شرحی است بر احوال مسیحیت سنتی و پروتستانیسم تازه به دوران رسیده که هریک بر اساس اصول و برداشتهایی که از دین می کنند پا به عرصه عمل می گذارند و به جایی می رسد که این پروتستانیسم به دوران رسیده راه لاقیدی را طی می کند .

این رمان نقلی است بر زندگی یک خانواده در طی سه نسل که پدر بزرگ که روفوس باشد خانواده دوستی و مردم داری را پیشه نموده است و در زندگی کمتر به مال اندوزی و تجمل پرداخته است تا زمانیکه ناخواسته برای کمک به خواهر زن خود وارد یک زندگی اشرافی می شود که در تصور او نبوده است با این حال حس دینداری او اجازه تصرف اموال و مصرف بی حد و حصر را از او گرفته او به مال اندوزی نمی پردازد و با مردم به مدارا رفتار می کند و سود اندکی از آنها طلب می کند و فرزندان خود را بر مبنای کتاب انضباط تربیت می کندو... نسل بعدی سولون پسر اوست که دو خصیصه جدید را علاوه بر دینداری پدر در خود دارد یکی عشق ورزی قبل از ازدواج و دیگری مال اندوزی پسر وجدانی آگاه دارد اما اولین خطای او کشتن پرنده ای در کودکی است که نحله ای فلسفی با عذاب وجدان در او پدید می آورد دوم برای رسیدن به دختری که اورا دوست دارد با استفاده از قدرت بدنی به فریب دوستان می پردازد و سوم بعد از ازدواج به مال اندوزی بدون مصرف زیاد می پردازد وباز کتاب انضباط مبنای تربیت فرزندان است و اما نسل جدید وسوم این خانواده با مجموعه ای از خواهش های جدید پا به عرصه می گذارد کودکان سرکش سرشار از تمایلات جنسی ایزابل زشت و تشنه شهوت اتا زیبا و عاشق نقاشی است که از او برای نقاشی هایش الهام می گیرد آوریل اندکی ماند پدر با وقار و سنگین است و اما استیو که هردختری برای او حکم مالی است برای براورده شدن نیاز جنسی اما اندکی نیز وجدان دینی دارد که البته باعث نمی شود تا او را از هم آغوشی و هبستری با دختران باز دارد و.... 

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 19:30 |

چشم‌انداز نقد تحليلي تفسيري فرهنگي( ازدید آسابرگر)

          نظريه ادبي بسيار مهم است زيرا بنياني براي آثار تحليلي است.

          سيمسيس يا تقليد: يكي از مهمترين نظريه‌هاي هنر محسوب مي‌شود. ارسطو می گوید هنر مبتني بر تقليد است.

ام اچ آبرامر: اگر هنر تقليدي از زندگي است به نسبت خود زندگي از منزلت پائين‌تري برخوردار است.

سمت‌گيريهاي بنيادي انتقادي آبرامر: 1- نظريه‌هاي تقليدي هنر هنر تقليدي هنري است كه واقعيت را باز مي‌تاباند 2- نظريه‌هاي عيني هنر هنر واقعيت كمابيش دروني خود را فرا مي‌افكند (نزديك به برداشت هنر براي هنر) 3- نظريه‌هاي عمل‌گرايانه هنر هنر امري كاركردي است و كاري انجام مي‌دهد مثل آموزش اخلاق و اين نظريه ويژگي‌بخش اعظم نقد را از زمان هوراس تا سدة 18 تشكيل مي‌داده است 4- نظريه‌هاي بياني هنر بر آفرينندگان اثر هنري و فرايند خلاقيت و نيز واكنش عاطفي كه آثار هنري در اشخاص ايجاد مي‌كنند، تأكيد دارند(تمامي منتقدان مثل رمانتيك انگلستان تعاريفي دارند كه حاكي از پيوند ميان اثر و شاعر است). دو مجموعه متضاد از نظريه هنر: 1- تقليدي و عيني 2- عمل‌گرايانه؛ عاطفي روابط ميان نظريه‌ها و هنر

نظريه هنر

عناصر موجودي در اثر هنري

تقليدي

عيني

عمل‌گرايانه

بياني

جهان

اثر

مخاطب

هنرمند

         


ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید جمالی در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 19:28 |

ماركسسيم و نقد فرهنگي

          اعضاي مكتب فرانكفورت از جمله آدرنو، ماركوزه و هوركهايمر با بياني ماركسسيتي اين گونه استدلال مي‌كردند كه رسانه‌هاي گروهي در عمل با واژگون‌سازي دروني توده‌ها، مانع از آن شده‌اند كه تاريخ آنگونه عمل كند كه بايد به نظر اعضاي مكتب فرانكفورت مردم در توده‌ها شريك فرهنگ مصرفي و سرگرمي‌هاي پوچي شده‌اند كه فرهنگ مردمي آنرا ارائه مي‌كند و رسانه‌هاي گروهي آنها را شستشوي مغزي كرده‌اند و در نتيجه آنها هويت طبقاتي خود را از دست داده‌اند.

         


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید جمالی در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 19:26 |
در دور دستها تصویر قشنگ سادگیست

                                                   به زیبایی خدا

                                                                    به ترنم باران

                                                                                     وبه آهنگ سکوت

                                                                                                            ولبریز ازتنهایی

و صدایی نیست جز سوز زوزه ی سگ مرد فقیر

                                                      که ناله اش از جنس همدردی نیست

مدتهاست که دندان طمع اش را به گوشت بره ای نهیف

                                                                        نسوده است.......

 

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 19:24 |


Powered By
BLOGFA.COM