این رمان نقلی است بر زندگی یک خانواده در طی سه نسل که پدر بزرگ که روفوس باشد خانواده دوستی و مردم داری را پیشه نموده است و در زندگی کمتر به مال اندوزی و تجمل پرداخته است تا زمانیکه ناخواسته برای کمک به خواهر زن خود وارد یک زندگی اشرافی می شود که در تصور او نبوده است با این حال حس دینداری او اجازه تصرف اموال و مصرف بی حد و حصر را از او گرفته او به مال اندوزی نمی پردازد و با مردم به مدارا رفتار می کند و سود اندکی از آنها طلب می کند و فرزندان خود را بر مبنای کتاب انضباط تربیت می کندو... نسل بعدی سولون پسر اوست که دو خصیصه جدید را علاوه بر دینداری پدر در خود دارد یکی عشق ورزی قبل از ازدواج و دیگری مال اندوزی پسر وجدانی آگاه دارد اما اولین خطای او کشتن پرنده ای در کودکی است که نحله ای فلسفی با عذاب وجدان در او پدید می آورد دوم برای رسیدن به دختری که اورا دوست دارد با استفاده از قدرت بدنی به فریب دوستان می پردازد و سوم بعد از ازدواج به مال اندوزی بدون مصرف زیاد می پردازد وباز کتاب انضباط مبنای تربیت فرزندان است و اما نسل جدید وسوم این خانواده با مجموعه ای از خواهش های جدید پا به عرصه می گذارد کودکان سرکش سرشار از تمایلات جنسی ایزابل زشت و تشنه شهوت اتا زیبا و عاشق نقاشی است که از او برای نقاشی هایش الهام می گیرد آوریل اندکی ماند پدر با وقار و سنگین است و اما استیو که هردختری برای او حکم مالی است برای براورده شدن نیاز جنسی اما اندکی نیز وجدان دینی دارد که البته باعث نمی شود تا او را از هم آغوشی و هبستری با دختران باز دارد و....
– چشمانداز نقد تحليلي – تفسيري فرهنگي( ازدید آسابرگر)
نظريه ادبي بسيار مهم است زيرا بنياني براي آثار تحليلي است.
سيمسيس يا تقليد: يكي از مهمترين نظريههاي هنر محسوب ميشود. ارسطو می گوید هنر مبتني بر تقليد است.
ام – اچ – آبرامر: اگر هنر تقليدي از زندگي است به نسبت خود زندگي از منزلت پائينتري برخوردار است.
سمتگيريهاي بنيادي – انتقادي آبرامر: 1- نظريههاي تقليدي هنر – هنر تقليدي هنري است كه واقعيت را باز ميتاباند 2- نظريههاي عيني هنر – هنر واقعيت كمابيش دروني خود را فرا ميافكند (نزديك به برداشت هنر براي هنر) 3- نظريههاي عملگرايانه هنر – هنر امري كاركردي است و كاري انجام ميدهد مثل آموزش اخلاق و … اين نظريه ويژگيبخش اعظم نقد را از زمان هوراس تا سدة 18 تشكيل ميداده است 4- نظريههاي بياني هنر – بر آفرينندگان اثر هنري و فرايند خلاقيت و نيز واكنش عاطفي كه آثار هنري در اشخاص ايجاد ميكنند، تأكيد دارند(تمامي منتقدان مثل رمانتيك انگلستان تعاريفي دارند كه حاكي از پيوند ميان اثر و شاعر است). دو مجموعه متضاد از نظريه هنر: 1- تقليدي و عيني 2- عملگرايانه؛ عاطفي روابط ميان نظريهها و هنر
|
نظريه هنر |
عناصر موجودي در اثر هنري |
|
تقليدي عيني عملگرايانه بياني |
جهان اثر مخاطب هنرمند |
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ماركسسيم و نقد فرهنگي
اعضاي مكتب فرانكفورت از جمله آدرنو، ماركوزه و هوركهايمر با بياني ماركسسيتي اين گونه استدلال ميكردند كه رسانههاي گروهي در عمل با واژگونسازي دروني تودهها، مانع از آن شدهاند كه تاريخ آنگونه عمل كند كه بايد به نظر اعضاي مكتب فرانكفورت مردم در تودهها شريك فرهنگ مصرفي و سرگرميهاي پوچي شدهاند كه فرهنگ مردمي آنرا ارائه ميكند و رسانههاي گروهي آنها را شستشوي مغزي كردهاند و در نتيجه آنها هويت طبقاتي خود را از دست دادهاند.
ادامه مطلب
به زیبایی خدا
به ترنم باران
وبه آهنگ سکوت
ولبریز ازتنهایی
و صدایی نیست جز سوز زوزه ی سگ مرد فقیر
که ناله اش از جنس همدردی نیست
مدتهاست که دندان طمع اش را به گوشت بره ای نهیف
نسوده است.......

