تبليغاتX
ساوالان

ویژگیهای خانه در روستاهای شمالغرب ایران بعد از سال 1300

نمی دونم چرا وقتی که می خواهم ازخانه های سنتی در شمال غرب ایران مطلب بنویسم بی اختیار به یاد منظومه ((حیدر بابایه سلام )) استاد شهریار می افتم و تصویر زیبای نوشتاری و خاطرات او از یک روستای آذربایجانی در نظرم مجسم می شود شاید نوشته من نزدیک به برداشتی آزاد از آن باشد ولی آنچه که من می نویسم خاطرات دوران جوانی پدربزرگهای ماست .

 وقتی حکایت خونه های روستایی شمال غرب ایران هست بی اختیار آدم یاد مسایل مختلفی می افته که باید مبنای ساخت این خانه ها باشد . مسائلی مانند آب وهوا ارتباطات  اجتماعی و کارکردهای اقتصادی و... اینها همه مسایلی هستند که مرکز توجه ساخت خانه در گذشته اند حالا سعی ما بر این است که ببینیم این عوامل چگونه بر ساخت و بافت خانه ها تاثیر گذارده است .

آب وهوای سرد و خشن

مهمترین عاملی است که برشرایط ساخت خانه ها تاثیر داشته است .زمستانهای سرد و طولانی مدت این مناطق است که  فرصت  هر نوع هنر نمایی را در ساخت و شکل گیری هنری خانه ها از مردم گرفته است و خانه محلی امن است برای فرار از سرما .زمانی در زمستان دیده می شود ارتفاع برف در این مناطق حتی به 2 متر هم می رسد و خانه  ساخته شده باید یارای مقاومت را در برابر این ناملایمات جوی داشته باشد

پس ارزش کلیدی اولیه خانه محافظت از سرما است و باید به خوبی از عهده این کا ر بر بیاید دومین عامل نور گیری ساختمان است که باید حد اقال بتواند 14 ساعت در شبانه روز نور خانه را تامین کند عامل سوم معیشت خانوار است که در خانه تامین می شود و اقتصاد خانه محور است و تولید در خانه صورت می گیرد عامل چهارم میهمان نوازی و تامین استراحت گاه آنان بوده است و عامل پنجم محل پخت غذا و نان بوده است و مسایل دیگری که در ساخت خانه دخیل است این است که آیا خانه برای رعیت ساخته می شود یا برای مالک چون حتما نحوه خانه سازی این دو باهم متفاوت خواهد بود . این گفته ها در نقلی که در پایین از خانه پدر بزرگی آمده کاملا مشهود است   

از بیرون که می خواستی وارد خونه بشی  یک در چوبی با ضخامت چوب بالا و باطول و عرض زیاد رو می دیدی . ضخامت در امنیت خاطر بود و بزرگی اون به خاطر این بود که آذوقه زمستانی احشام که یا بار چهارپا بود یا اینکه با قاری حمل می شد براحتی وارد خونه بشه . وارد که می شدی حتما با یه حیاط به زعم امروزی بزرگ مواجه بودی با کلی دار و درخت که حتما توشون بید تبریزی و گل سرخ دیده میشد. بید تبریزی را برای ستون و تیرهای سقف استفاده می کردند و به اصطلاح محلی به اون می گفتند ((دیره)) و با شاخ و برگهاش فاصله بین تیر ها رو پر می کردند و بهش می گفتند ((پردی)) آخه اقتصاد خیلی خونه محور بوده ٬ دستشوئی خونه در دور ترین نقطه حیاط نسبت به محل استقرار نشیمنگاه قرار داشت تا بوی اون کسی رو اذیت نکنه همچنین سمت اون هم نباید به سمت قبله یا دیگر اماکن مقدس می شد .در وسط حیاط چاه آب و تلمبه اون قرار داشت تا آب شرب مصرفی خانوار هم با محوریت خانه تامین بشه .یکی از گوشه های حیاط نیز برای نگهداری علوفه های بسته بندی یونجه و... اختصاص داشتد  به این مجموعه علوفه بسته بندی شد گفته می شد ((تایا)) یک جایی هم بود که هم تنور پخت نان دراونجا بود و اجاق پخت غذا البته گاهی از تنور نیز برای پخت غذا استفاده می شد به این محل گفته می شد((تندیراسر))نبض این مکان که در خانواده گسترده آن زمان بسیار کلیدی می نمود در اختیار مادر شوهر بود .

اما فعالیتهای اقتصادی در دوباب قابل ملاحظه بود : اول فعالیتهای دامپروری .کشاورزی دوم صنایع دستی

برای فعالیتهای دامپروری محلی برای نگهداری احشام وجود داشت محل نگهداری بز و گوسفند آغل بود و محل نگهداری گاو طویله اسب والاغ نیز د اسطبل نگهداری می شدند و مرغ وخروس و بوقلمون در محلی به نام ((نین یا لووا)) نگهداری می شدند. محلی برای ذخیره کاه بود به نام انبار کاه و محلی برای ذخیره گندم و جو بود به نام محلی ((کندی دامی )) .

اما در صنایع دستی نیز اتاقی لازم بود تا محل کار قالی باف و گلیم باف و... باشد . برای ورود به اتقهای مختلف خانه اول باید از محلی عبور می کردیم که در نام محلی ((دهلیز یا گپ خانا )) نام داشت که نقش راهرو رانیز داشت البته محل استراحت روزهای تابستان نیز بوداین دهلیز تنها روشنایی که داشت فقط سر درب ورودی و دریچه های روشنایی از سقف بود به نام ((باجا)) این باجا ها در سطح تمام اتقها دیده می شد اتاقی که فعالیتهای دائم روزانه و حتی خواب هم در آن صورت می گرفت اوتراق اوتاقی نام داشت که فقط سوخت مورد نیاز آنجا قابل تامین بود .اما اتق دیگر به عنوان اتاق میهمان استفاده می شد که شیک ترین نورگیر ترین و هنری ترین اتاق خانه بود و چون درهمه روزها استفاده نمی شد و فقط اختصاص به مراسمات و میهمانی ها داشت دیگر کمتر مشکل گرم نگه داشتن را داشت بنابر این هم فضای آن بزرگ بود هم پنجره بزرگی باچوب روسی وروبه قبله داشت تا حداکثر نورگیری را داشته باشد . بخاری مورد استفاده بخاری زغالی بود که قابلیت سوزاندن چوب و فضولات خشک حیوانی را داشت این بزرگ ترین منابع سوختی در منطقه بودند  .

با توجه به مطالبی که در بالا آمد گفته های اولیه ما در باب اهمیت ارزش های مختلف تاثیر گذار در ساخت خانه وضوح دیده می شود   

 

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 و ساعت 19:33 |

کوچمن قرانقوشوم köçmən qaranquşum

Xialımın göyündən çox köçəri Quşlar uçub gedib,

خیالیمین گویوندن چوخ کوچری قوشلار او چوب گئدیب  

 sənde gəl uç yox ol köçmən qaranquşum                                    

سن ده گل اوچ یوخ اول کوچمن قرانقوشوم

Sənki sevdanı heç anlayısan                 سن کی سودانی هئچ آنلاییسان

Sevıb sevilməye yaramazsan سئویب سئویل مه گه یاراماز سان

Uşaqsan uşaq اوشاق سان اوشاق

Dili düzə aşmani anlamısan دیلی دوزه آچمانی آنلامیسان

Uşaqsan uşaq اوشاقسان اوشاق

Eli ,nazı, el nazın anlamısan ائلی نازی ائل نازین آنلامیسان

Uşaqsan uşaqاوشاقسان اوشاق

                                                                 اسفیستانین بولاق باشی

 

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در دوشنبه یازدهم آذر 1387 و ساعت 11:37 |


Powered By
BLOGFA.COM