تبليغاتX
ساوالان

امروز می خواستم بخش دوم مقاله مدیرت فرهنگی در... رو بنویسم که

از شبکه دوم سیما برنامه به نام پلی برگذشته مدتهاست که پخش می شه این برنامه ارث پدری آقای خسرو معتضد- که می گن روزنامه نگار و مورخه - هست  ایشون هرچی که دوست داشته باشن می تونن بگن اونم به سبک نقال های شاهنامه که اسطوره ها رو واقعییت جلوه میده.

امیدوارم تو صدا وسیما بیشتر  به فکر اتحاد ملی باشند برای اینکه الان بیشتر از همیشه اتحاد مهم تره و بهش نیازمندیم؟

برنامه شروع شده آقای معتضد رو جو گرفته و گرم صحبته داره خاطرات صفرخان قهرمانیان-از مبارزان قدیمی و فکر کنم کسی است از زمان دموکراتهای آذربایجان بوده و بیشترین زندان سیاسی رو در اون سالها کشیده- حالا ایناش زیاد مهم نیست چیزی که به قول ما مطالعات فرهنگی ها مهم هست قرائت و روایت آقای معتضد هستش . ایشون خاطرات صفر رو هرجایی که به نفع قرائت ایشون هست با صدای رسا می خونن اما ظاهرا بعضی از جاهای کتاب رو یواش نوشتن که ایشون نتونستن بخونن  اشاره می کنن به عهدنامه های گلستان و ترکمنچای و داغ دل ایرانی ها و آذربایجانیها رو تازه می کنن بعد داغ بزرگتر رو دلها مینشونند و می گن اونجاهایی که از آذربایجان و ایران جدا شد آذربایجان نبوده و اصلا هرمنطقه نام جدایی داشته و... واژه آذربایجان در اون مناطق جعلی هست  (این بدون توجه به عناصر مکانی زمانی و فرهنگی مشترک ارائه شده و یه جوری ارئه میشه که یعنی اینکه نگران نباشید رفته به درک که رفته)  تازه این فقط یکی از سوتی  های ایشون هست بعد هم باصدای رسا همه رو  به مناظره  در این باب فرا می خونه و میگه به من گفتن در این باره ها حرف نزن چرا نزنم وکلی کری های دیگه انگار که کسی (با این لحن حرف زدنش) نمی تونه جلوش رو در این باره بگیره-  باید هم این کار رو بکنه  چون میدونه که ظاهرا تو ایران به این بزرگی فقط ایشون دارای ارث پدری هستند . ای کاش صدا و سیما حداقل برای تغییر ذائقه بصری تماشاچی ها و مصرف کننده های تلویزیون هم که شده یه کس دیگه ای رو از اساتید فن جایگزین می کردن آخه تکراری شدن بیش از حد آلرژی زاست.

از حاشیه ها که بگذریم چند کلمه ای برای آقای معتضد می نویسم :

اول:آگر واقعا در توان علمی خود شک ندارید که این گونه زمین و زمان را به مناظره می طلبید در موضع و سنگری برابر اینکار را بکنید  نه این که شما سوار بر مرکب رسانه بتازید ودیگران پیاده را نبینید

دوم :وقتی چنان جملاتی را فرمایش می کنید به نحوه تاثیر پیام نیز بیندیشید که من حتی با آگاهی از نظریه بازنمایی استوارت هال تحت تاثیر لحن و حرکات دست و بدن و... رمزگان مرجح متفاوت از آنچه که شما مد نظرتان بود درک کردم

سوم: مخاطب عادی و منفعل ویا حتی گاها فعال نیز ممکن است است در درک معنی واکنش متفاوت داشته باشد و بر اساس مکانیزم های دفاعی  روانشناختی حالت تهاجمی در برابر قومی دیگر به خود گیرد که بر اساس نظریه های جدید جامعه شناختی شق های متفاوتی از مقاومت چون انزوا و طرد و... ودر نهایت چالش را به خود گیرد و این تاوان سنگینی دارد که برعهده شماست.

چهارم :توان و اقتدار علمی شما زمانی مشخص تر و قطعیت علمی بیشتری می یابد که مخاطب شما در سطح خودتان باشد و کنشگر نیز باشد پس برای مثال اگر شما توانستیدمطلبی قانع کننده در رد نظریه پوریم  آقای ناصر پورپیرار و کتاب ۱۲ قرن سکوتشان بنویسید یا نظرهای نفیسی و سایر اندیشمندان را نقد نمایید این توان شما نه در سطح عوام که در سطح خواص نیز مورد تایید  قرار میگرفت.

و در نهایت تمنای عجزانه من از شما قرائت وحدت آفرین و البته در عین حال واقعی از تاریخ است با ایجاد تفرقه فقط بدنامی چیزی است که بدست خواهید آورد

+ نوشته شده توسط سعید جمالی در شنبه دهم اسفند 1387 و ساعت 15:15 |


Powered By
BLOGFA.COM