نشانه شناسی علم اشکال است زیرا که دلالتها را جدای از محتوا ی آنها مطالعه می کند هرنوع نشانه شناسی نسبت میان دو مضمون را مسلم فرض می کند نسبت دال و مدلول را .
ما در اسطوره الگوی سه وجهی دال ومدلول ونشانه را باز می یابیم اما اسطوره در این معنا نظامی خاص است که از زنجیره نشانه شناسانه ای ساخته شده است که قبل از آن وجود داشته است و اسطوره نظام نشانه شناسانه مرتبه دوم است .
در اسطوره دو نظام نشانه شناسانه وجود دارد که یکی در نسبت با دیگری به طور متناوب تنظیم می گردد:
اول نظام زبانی که آن را زبان -ابژه نامیده می شود زیرا زبانی است که اسطوره آنرا به کار می گیرد تا نظام خود را بنا سازد .
دوم :خود اسطوره که آن مابعد زبان نامیده می شودزبان دوم است که در ان آدمی در باره زبان اول سخن می گوید دال اسطوره خود را به شیوه ای مبهم عرضه می کند این دال در عین حال معنا و شکل است دال به عنوان معنا از قبل قرائت را مسلم می انگارد...


